تبليغاتX
پری کوچولو

پری کوچولو

راهی برای ماندگاری مان برای هم
میان این همه مردم .....

 

میان این همه چشم....

 

رها به غربت مطلق ....رها به حیرت محض ....

یکی به قصه خود آشنا نمی بینم !!!

 

یادته ؟ که تو و فاصله هم معنی بودید...حالا مدتیه تو و دلتنگی هم معنی هم شدین...

چه سخته حرف نزدن...و هر چه داشتن در دل نگاه داشتن...

   

مرا به بیرون ببر ، دلم گرفته

قسم به عشق ، به باران دلم گرفته

شبیه پنجره های گرفته پائیز

ببین چه ساده چه، آسان دلم گرفته

بیا که گریه کنیم و سبک شویم امشب

کجاست راه نیستان ،دلم گرفته

بیا دوتایی از این شهر سرد بگریزیم

از این همیشه زمستان دلم گرفته

دوباره بغض ، دوباره هجوم خاطره ها

دوباره نبودن تو ، دوباره نبودن تو

ببین چقدر ،چقدر دلم گرفته....

 

پژمانم ؟؟

امروز صبح صداتو شنیدم....و نمیدونم تکراری خواهد داشت یا ...

 

 

   

روزهای بی تو.............


به شهر بی فروغ ما دگر سفر نمی کنی .....

 

دلتنگیت دیگه آزار دهنده شده...

من که همیشه ادعای صبوری داشتم ، دیگه نمی تونم نبودنتو تحمل کنم..

دلم برات تنگه...

به اندازه همه لحظات با هم بودن مون...

به اندازه همه خنده هامون ...همه گریه هامون...

پژمان نازنینم !

نمی تونم باور کنم که دیگه ندارمت..

آخه هیچ وقت حرفی از رفتنت نبود...حرف از تا همیشه موندن بود...

تو که همه دنیای من شده بودی ، همه امید من برای نفس کشیدن...

حالا روزهاست که دیگه احساست نمی کنم...

و چقدر پر شدم از شکایت ...

پژمانم !!

بگو که سرمای زمستون فاصله ی پر از رویاهامونو، پر از یخ نکرده...بگو که فاصله مون هنوز می تونه قشنگ ترین فاصله ها باشه برای دوست داشتن....

   

زمستان سرد ودردهای یخ زده....


امشب دردهای خودم را فراموش کردم...

کاش غم مردمم ، غم نان شب نبود...غم گرسنه خوابیدن نبود...کاش غم این مرد خسته ای که از کنار کوچه گذشت غم دستهای یخ زده طفلانش نبود که در این سرمای زمستان لباسی ندارند که از هجوم سوزهای صبحگاهی در امان باشند....آن زمان که پشت پنجره نگاه مادر دل شکسته بدرقه راهشان به سوی دبستان می شود و نه چیز دیگر....نگاه نگران مادر و دستهای خالی پدر ،دو مشق شب کودکانی است که همیشه در حسرت آن خوردنی های رنگ ووارنگ پشت ویترین مغازه کنار مدرسه اند...

امشب برای لحظاتی دلم میخواست تا خدا باشم...تا هر چه غم است از هر دلی بردارم...

غم تویی که غمت تنهایی ست...غم تویی که غمت از دست دادن پدرت است و اشک های مادرت...

غم تویی که غمت غم مریضت است در گوشه ای از بیمارستان......غم تویی که غمت اعتیاد همسرت است...غم تویی که غمت بیکاری ست..

و غم من که غم مردمی ست که نمی شناسم و می شناسم شان....
   
به دیدارم بیا هر شب

                          در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند

دلم تنگ است ،

                        بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها

دلم تنگ است.

 

این شعرو توی دفترم داشتم.نمیدونم مال کیه ..ولی من برای تو نوشتم نازنینم..تو که همیشه نزدیکی و  فاصله ها هنوز منو تسلیم قدرتشون نکردن...

همیشه یاد تو همراه این شعر سهرابه : عشق صدای فاصله هاست..

   
نه همزبانی ،  نه همنوایی   !                          تا بگویم من  ز عشقت حکایتی

نه مهربانی ، نه چاره سازی   !                        

تا کنم از سوز پنهان شکایتی.

نوای منی ،بینوای توام              بلای منی ، مبتلای توام                 

سرود منی ، چنگ و عود منی ، وجود منی ، تار و پود منی.

منم غباری به کوی تو ، منم که مستم به بوی تو.

....چه روزها غبار آلوده شدن ، چقدر هوا سرد و دلها سردتر شده ، احساسات همه یخ زده ،

.....ولش کن ،بزار ادامه همین آهنگ افتخاری رو بنویسم که این روزها تنها مونسم شده:

من کیم ؟ درد آشنایی ، بی نصیبی ، بی نوایی ،  منم غباری به کوی تو

منم که مستم به بوی تو  .

من که در دام هلاک افتاده ام    من که چون اشکی به خاک افتاده ام

عاشقی ، دیوانه ای ، افسرده جانم    بی دلی ، بی حاصلی ، بی آشیانم

من کیم ؟ درد آشنایی ، بی نصیبی ، بی نوایی....

یه رباط شدم. هر روز کوک میشم و کارهایی که باید رو تا شب انجام میدم. کلاس ، درس ، غذا ،گاهی مهمونی، نماز ، خواب و دوباره روز از نو ولی نه کارهای نو، نه امید نو ، نه هدف نو ...تکرار ، تکرا ، تکرار ،

تا کی ؟  تا کجا ؟

نمیدونم .

تا وقتی دیگه کسی کوکم نکنه و من آروم بگیرم و یه گوشه خلوت بپوسم.

همونطور که دلم پوسید و مرد و ....

خدایا! میدونم که الان باید ازت معذرت خواهی کنم به خاطر این همه ناشکری. تو به بزرگی خودت ببخش.

بزرگترین سلاح شیطون ناامیدیه و منم تسلیمش شدم. چه کنم؟ نمیتونم فرار کنم . فعلا اسارت تا اطلاع  ثانوی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

   
با تو میتوان غریبه شد ،

                                 با سکوت و اشک و غصه ها...

نیستی کنون و من نشسته ام  ،

                                 در کنار آه ها و ناله ها

 

   

پائیزه...فصل تولد تو..


خسته تر از همیشه...خودمو سپردم به باد پائیزی که دیشب بدجور ناله می کشید و خودشو به همه جا می کوبید تا آروم بگیره...

امروز شد 15 روز که از پیشمون رفتی...

الان از سر مزارش، از خونه جدیدش، برگشتیم...بر خلاف همیشه در خونش بسته بود..با لبخند و مهربونی نیومد درو برامون باز کنه..

چقدر اونجا سرد بود....و چقدر من سردم بود...سردی خاک قطره های اشک روی صورتمو منجمد میکرد ..

نمیدونم چرا وقتی گریه می کنم همه منو دعوا می کنن...

میگن تو باید مواظب مامانت باشی..مامانت ناراحتی قلبی داره...جوش و گریه براش خوب نیست...

منم سعی کردم گریه نکنم که مامان غصه منو نخوره...

آخه مامان این روزها خیلی تنها شده...دلش پر غصه ست....چه دردی بزرگتر از این که عزیزترینت از دنیا بره...

حالا هر وقت توی اتاقم تنها میشم میتونم یواشکی گریه کنم...بلند بلند....اما جوری که مامان نشنوه...

یه کم چشمام قرمز میشه... چشمامو از مامان قایم میکنم...

ولی من چه جوری طاقت بیارم وقتی شبها مامانو می بینم که یه گوشه خلوت پیدا کرده و داره گریه می کنه...؟؟؟

چقدر هوای خونمون گرفته ست...

و چقدر این روزها تنها شدم ...

خیلی تنها.....

 

خش خشی می شنوم !!  نکند پائیز است ...

چند روز پیش مادر بزرگم مرد  !!  به گمانم آن روز هم پائیز بود....

دیشب باد بی تابانه خود را به همه جا کوبید و ناله کشید !!   انگار دیشب هم پائیز بود....

امروز صدای تو گرفته و حزین بود !!  پس امروز هم پائیز بود ....

 

 

 

   

 

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

                                   بی تو ای آرام جانم  یا ساختم یا سوختم

   
میام و اینجا و برای تو می نویسم...

اما میدونم نمیای بخونی...

با این حال بازم می نویسم...

 

..............

حرفی نیست برای گفتن....اما حرف برای نگفتن اونقدر زیاده که توی این وبلاگ جا نمیشه...

   
درباره وبلاگ
من پری کوچک غمگینی را می شناسم
که در اقیانوس مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین ، می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از بوسه ای به دنیا خواهد آمد...


دوستان من
نوشته های پیشین
بخش ویژه
دانلود قالب

RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

pari-kocholoo

کهکشان عشق و کهکشان تنفر

http://pari-kocholoo.blogfa.com

پری کوچولو

من پری کوچک غمگینی را می شناسم
که در اقیانوس مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین ، می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از بوسه ای به دنیا خواهد آمد...


راهی برای ماندگاری مان برای هم Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt

قالب دختر تنها

قالب دختر تنها براي بلاگفا